تبليغاتX
رضا صادقی
دیوونه ی مشکی تا ابدم

   پدر

 سایه ای بود و پناهی بودو پناهی بود و نیست

            هستی ام را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم کسی چون من مباد

 سوگ حتی قسمت دشمن مباد

گفتنش تلخ است و دیدن  تلخ تر

  هست ناگه نیست گردد از نظر

باورم شداین من ناباورم

روی دوش خود او را می برم

می برم در خاک مدفونش کنم

از حساب خویش بیرونش کنم ...            

   

   سلام

خوب هستین؟

ممنون دوستای گلم که برای سلامتی پدرم دعا

کردین.

اما خدا همیشه آدمهایی رو که دوس داره زودتر

میبره پیش خودش!

ومن هم  عاشق همونی بودم که ازم گرفتش و 

بردش پیش خودش ،وقتی رفت حالم کمتر از

دیوونه ها نبود.

تازه فهمیدم جه بلایی سرم اومده...بهد از ۲هفته!

 فقط میتونم بگم  ...

 برای آرامش روح پدرم یه فاتحه بخونین.

 این آرومم میکنه.  برام دعا کنین ۰

  ممنون همتون.

خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 23:41  توسط ارزو |